۶ سوال برای افزایش اشتیاق و تعهد کارمندان

سلام. چند روز پیش مشغول دیدن ویدئو هایی درباره استراتژی و مدیریت منابع انسانی بودم تا به ویدئویی برخوردم که محتوای آن برای من جالب بود و به نوعی درگیر آن هستم. ویدئو از مارشال گلداسمیت مربی و نویسنده حوزه رهبری است. در این ویدئو درباره ۶ سؤال صحبت می شود که تعهد را در کارمندان افزایش دهد. در کل دنیا تنها ۱۳٪ کارمندان تعهد کاری دارند و ۲۴٪ بطور فعالی غیر متعهد هستند بدید معنی که در سر کار خود شاد و کارآمد نیستند (تحقیق Gallup state of workplace ۲۰۱۳).

سوال این است که چرا در یک محیط کاری برخی با شور و هیجان در حال فعالیت اند در حالی که برخی دیگر عصبی ، مضطرب و ناکارآمد هستند. درصورتی که همه آنها حقوق یکسان داشته و یک برنامه ایجاد تعهد برای آنها اجرا می شود.
ادامه گفتار

نقش مدیر محصول چیست؟

مدیر محصول یک نقش مهم سازمانی است که بطور معمول در شرکت تکنولوژی محور ایفای نقش می کنند. این نقش شبیه به مدیر برند در یک شرکت تولید کننده کالاهای بسته بندی شده مصرفی است. مدیر محصول  اغلب اوقات به عنوان مدیر عامل محصول انگاشته شده که مسئول استراتژی، نقشه راه و تعریف ویژگی های محصول و خط محصول است.
ادامه گفتار

مدیریت دانش چابک

زمان و نتیجه از کسب و کار جدایی ناپذیر هستند

توسعه و پیاده سازی یک استراتژی مدیریت دانش و قابلیت انتقال دانش پایدار با چالش های بسیاری روبرو است، حتی در سازمان های بسیار پیشرو و آینده نگر. پیچیدگی و سرعت انجام کار ها در محیط کسب و کار امروز نیاز به یک رویکرد جدید و چالاک تر برای تبدیل رفتار دانشگران داشته و سطوح بالاتری از عملکرد فردی و سازمانی را از طریق دانش و همکاری میسر می سازد . احتمال بیشتری وجود دارد تا دانشگران وقت و انرژی با ارزش خود را برروی جمع آوری دانش و فعالیت به اشتراک گذاری دانش صرف کنند که به آنها مزایای قابل اندازه گیری و سریع برساند.

به عبارن دیگر، از دید کارکنان ، “اگر برای این کار زمان صرف شود، چگونه باعث  خواهد شد تا عملکرد بهتری داشته باشم؟ انجام متفاوت کارم  چه مزییتی را برای من ارمغان خواهد آورد؟ برای من چه آورده ای خواهد داشت ؟‌ “
ادامه گفتار

مدیریت کل نگر

هنگامی که مدیران تازه کار فعالیت خود را آغاز می کنند، تمایل بیش از اندازه‌ایی به تمرکز به آنچه در مقابل آنها قرار گرفته را دارند. طراحانی که مدیریت می کنند، تیم یا تیم‌های محصولی که مسئول یاری رساندن به آنها هستند، راه و روشی‌ که طراحی در گروه انجام می‌گیرد و مواردی از این قبیل. این عالیست، مدیران جدید نیاز به چنین تمرکزی در حوزه کاری خود دارند تا بتوانند در مدیریت افراد بهتر شوند و به توازن درستی‌ از دریافت بازخورد‌های مستقیم و غیر مستقیم از مدیریت خود دست یابند. اما تعداد زیادی از مدیران این فضا را هرگز ترک نمی کنند، همچنان که آن‌ها در مدیریت تیم طراحان و تیم‌هایی‌ که به آن‌ها کمک می کنند با تجربه تر میشوند، بسیاری از مدیران تازه کار شروع به شکل دهی‌ نوعی هویت شکننده برای خود میکنند. “من مدیر تیم رشد هستم”، آن‌ها اینگونه می‌پندارند، “پس من این تیم را بهترین تیمی می‌کنم که بتوان در آن حضور داشت”.
ادامه گفتار

چگونه صبح‌ پرباری داشته باشیم

این نوشته تجربه شخصی‌ام از شروع صبح است که با شما به اشتراک می گذارم. آغاز صبح با فکری آزاد و ذهنی‌ خاموش برای داشتن روزی پر بار ضروریست. و من برای این که به این وضعیت دستیابم در حال تمرین کار‌های زیر هستم:

لحظه پس از برخواستن (جدایی‌ غم انگیز D: ) از خواب:

۱. هرگز ایمیل و شبکه‌های اجتماعی را چک نمیکنم!

۲. تقریبا به هیچ چیز فکر نمیکنم و یک روتین همیشگی‌ ساده را پی‌ میگیرم.

۳. مثل زمان مدرسه از شب قبل لباس‌ و کیف آماده است!

۴. نگاهی‌ به برنامه و لیست اهدافی‌ که از شب قبل آماده کرده ام می اندازم.

۵. حتما صبحانه می‌خورم.

۶. موسیقی آرام بسیار کمک می‌کند.

لحظه رسیدن به محل کار:

۱. خوش و بش با همکاران با انرژی تمام.

۲. قبل از روشن کردن کامپیوتر میز کار را مرتب می‌کنم.

۳. قبل از شروع کار چند ثانیه چشم ها را بسته و چند نفس عمیق می کشم.

۴. لیست کار‌ها را در دسترس و جلوی چشم دارم

۵. اگر مورد جدید به کار‌ها اضافه شود آن را برروی یک کاغذ می نویسم

البته باید اعتراف کنم که من در حال تمرین هستم و موفقیت‌های خوبی‌ هم داشته ام و البته تا سرمنزل مقصود همچنان راه بسیار است.

شما چه راهی‌ برای شروع صبحی‌ پر بار و بینظیر پیشنهاد می‌کنید؟

بازاریابی در عصر دیجیتال

آدم های شهر با سرعت باورنکردنی در حال حرکت هستند. در پیاده رو ها، مترو، پشت فرمان و در مطب دکتر. و اکثر آنها یک ویژگی ظاهری منحصر  به فرد را دارند؛ آرام و کنجکاو  باگردنی خم شده با زاویه ۹۰ درجه و چشم هایی خیره به صفحه ای درخشنده. ورود شما را به عصر دیجیتال خوشآمد می گویم. عصری که اقتصاد آن به بازاریابی دیجیتالی وابسته است.
ادامه گفتار

مگه از این بدتر هم می‌شه؟! تجربه کار تیمی با آدمهای منفی‌ نگر

همه ما در زندگی‌ شخصی‌ و کاری خود با انسان‌های مختلفی‌ در ارتباط هستیم. انسان‌ها‌یی که مثبت اندیش و یا منفی‌ نگر هستند و بسته به پیشینه فرهنگی‌ و تجارب آنها، مثبت اندیشی‌ و یا منفی‌ نگری آن‌ها بیشتر به چشم می‌‌آید. در طول مسیر کاری و حرفه‌ای‌ خود با بسیاری از این دست از افراد برخورد داشته‌ام و خود نیز از این مقوله مثبت یا منفی‌ بودن جدا نبوده و بقول معروف تافته جدا بافته نیستم. حال می‌خواهم تجربه کاری خود با افراد منفی‌ نگر را با شما به اشتراک بگذارم. این تنها یک اشتراک تجربه است و نه یک تحقیق جامع و کامل.

منفی‌ بافی، بدبینی و نگرش منفی‌ یعنی‌ نگاه به جنبه‌های بد پیش آمد‌ها و این که پیش آمد‌های بد و ناگوار، احتمال بیشتری برای وقوع دارند تا وقایع خوب. مرور مستمر گذشته منفی‌ و بزرگ کردن جنبه‌های بدبینانه و بست دادن آن به حال و آینده، کاریست که افراد بدبین و منفی‌ نگر همیشه در پی‌ آن هستند. البته باید گفت که همه انسان‌ها این بدبینی‌ها و منفی‌ نگری را در وجود خود دارند و این بخشی از وجود همه ماست اما مشکل هنگامی نمود پیدا می‌کند که این منفی‌ نگری در تمام جنبه‌های زندگی‌ ما رخنه کرده و عینک بد بینی‌ و منفی‌ نگری را در ما نهادینه می‌کند طوری که هرچه مشاهده می‌کنیم در آن جز نکات منفی‌ هیچ چیز دیگری نمی‌بینیم.
ادامه گفتار

۳۰ تکنیک ایجاد انگیزه در کارمندان

یکی‌ از چالش‌های پیشروی هر مدیر در هر سطح و هر نوع از سازمان ایجاد انگیزه در کارمندان است. انسان‌ها روح و جان هر سازمان هستند. خواه شرکتی نوپا و خواه شرکتی با چند هزار کارمند، انسان‌ها هستند که موتور حرکتی‌ هر شرکت را تشکیل می دهند. یکی‌ از فاکتور‌هایی‌ که بدون شک هر مدیر در طول راه با آن برخورد خواهد کرد، انگیزه و روحیه است.
انگیزه عبارت است از فرآیند درونی‌ در افراد که به آنها انرژی داده، جهت می دهد و رفتار‌ها را تداوم می بخشد، “یک نیروی درونی‌ که باعث می شود من و شما به شیوه‌ی خاصی‌ رفتار کنیم” [۱]. کلمه دیگری که در این بحث مطرح می شود “روحیه” است. در مدیریت روحیه این گونه تعریف شده: “احساس یک کارمند نسبت به کارش، مدیرانش و درباره شرکت بطور کل” [۱].

اما هدف ما در اینجا بحث درباره انگیزش، روحیه‌ کاری و تئوری‌های مطرح شده درباره آن نیست. در این جا می خواهیم ۳۰ روش برای ایجاد انگیزه را با یکدیگر مرور کنیم که می توانید در تیم و شرکت خود پیاده سازی کنید و یا الگو بگیرید.
ادامه گفتار

فروشگاه های اینترنتی و کاربران موبایل

احتمالا شما صاحب کسب و کاری هستید که برروی اینترنت حضور دارد. شاید هم فروشگاه آنلاین خود را نیز راه‌اندازی کرده‌اید. تا اینجای کار همه چیز عالیست اما یک نکته کوچک باقیمانده. اگر فروشگاه اینترنتی شما برروی موبایل‌ها به درستی‌ نمایش داده نمی‌شود شما تجربه گرانقدری را از مشتریان خود گرفته‌اید. اما سوال شما از من اینجاست که چرا این نکته باید برای کسب و کار من مهم باشد و احتمالا این سوال نیز به وجود می‌‌آید که چگونه می‌توانم فروشگاه اینترنتی خود را با دستگاه‌های موبایل سازگار سازم.

ادامه گفتار

هرکاری که انجام می‌دهی‌ امضای تو را بر خود دارد

استووارت باترفیلد ۱ موسس کمپانی Slack در نوشته‌ای کوتاه ۵ قانون کسب و کار‌ها را به خوبی‌ خلاصه کرده است که در آن چرایی چیستی و چگونگی‌ کسب و کار را به خوبی نشان می‌دهد. نوشته‌ای بسیار خواندنیست اما در اینجا قصد دارم تنها به یکی‌ از این ۵ قانون نگاهی‌ بی‌اندازم.
سومین قانونی که استووارت مطرح کرده این است: هرکاری که انجام می‌دهی‌ امضای تو را داراست. و اینطور می‌گوید: “۱۰، ۱۱ ساله بودم که پدرم به من پیشنهادی داد که در ازای دریافت ۱۰ دلار هیزم‌های تازه رسیده را از ورودی گاراژ به داخل گاراژ منتقل کنم و آنها‌ را روی هم انبار کنم. من چوب ها را به داخل منتقل کردم اما بجای این که آن‌ها مرتب و منظم در کنار دیوار روی هم قرار گرفته باشند، تقریبا تمام کف گاراژ پخش شده بودند. من انتظار ۱۰ دلار مزدم را می‌کشیدم اما بجای آن نصیحتی نصیبم شد؛ پدرم گفت: هر کاری که انجام می‌دهی‌ امضای تو را بر خود دارد. آیا حاضری آن را امضا کنی‌؟. من این جمله را آویزه گوش کردم و هر کاری که انجام می
دهم تمام تلاشم را می‌کنم تا آن را بدرستی انجام دهم.

این خاطره کوتاه نکته ژرف اما ساده‌ای را در خود دارد؛ من از نگاه محصول و خدمات محور به آن نگاه می‌کنم. اگر محصولی را تولید کرده‌ام، اگر خدمتی را ارایه می‌کنم باید آنقدر خوب باشد که با افتخار مانند نقاشی که امضای خود را بر آفریده خود می‌زند من هم بتوانم آن را امضا کنم. حتما خوانده یا شنیده‌اید که در برهه‌ای استیو جابز از مهندسان خواست تا درون کیس‌های کامپیوتر اپل مکینتاش را امضا کنند. همه اعضای ‌تیم مکینتاش می‌دانستند که هیچ یک از کاربران مکینتاش امضاهای آن ها را نخواهند دید اما آنها افتخار می‌کردند که امضای خود را بر این قطعه هنری حک شده خواهند دید.

mac-128k-signatures

۱٫ Stewart Butterfield