بایگانی دسته بندی ها: از همه چیز و همه جا

کارآموزی با رویکردی متفاوت

کارآموزی یکی از بهترین روشها برای ورود و استخدام به یک صنعت است. اگر دانشجو هستید، فارغ التحصیل شده اید و یا می‌خواهید تغییری در صنعت کاری و حرفه ای خود داشته باشید کارآموزی می‌تواند برای شما فرصتی ایجاد کند که با چالش ها و فوت و فن های یک صنعت آشنا شوید.  تقریباً سه سال است که با کار آموزان مختلف در زمینه برنامه نویسی وب، Front-End و  BackEnd کار کرده ام. این کار به من فرصت را داد تا بتوانم راه و روشی درست و مناسب برای پرورش و هدایت کارآموزان را پیدا کنم و همچنان نیز بر روی این موضوع در حال کار هستم. در اردیبهشت ۹۷ فرصتی دست داد تا با همکاری یکی از دوستان دوره های فشرده ای به نام بوت‌کمپ های کدنویسی کارادمی را راه‌اندازی کنیم. در این دوره قصد داریم تا با کار عملی و پروژه های نزدیک به پروژه واقعی مهارت‌های فنی و مهارت‌های نرم کارجویان را ارتقا دهیم.  هدف ما در این دوره‌ها تنها ارتقا فنی و کدنویسی کارآموزان نیست بلکه قصد داریم مهارت های غیر فنی یا نرم شرکت کنندگان رانیز ارتقا دهیم. در حال حاضر تمرکز این دوره ها بر روی برنامه نویسی Front-End است و به زودی وارد حوزه‌های دیگر صنعت IT نیز خواهیم شد.  در وبلاگ کارادمی نیز سعی کرده‌ایم تا تفاوت های دوره های بوت‌کمپ با دیگر روش های آموزشی  را به تفصیل توضیح دهیم و مزایای آن را برای شما بگوییم. به امید دیدار شما در بوت کمپ های کد نویسی و برنامه نویسی کارادمی.

سالی که گذشت، سالی که پیش روست

سالی ۹۶ برای من  سالی پر از تجربه های غنی و پر چالش بود. کار برروی دو محصول کار آسانی نیست. چالش های فنی و چالش های انسانی یکی پس از دیگری ظاهر می شد. در نقشی که در آن قرار دارم ، بعنوان بخشی از فرآیند تصمیم گیری و بخش اجرایی (طراحی و توسعه نرم افزار) نیاز به مهارت خاصی داشتم. مهارت حرکت از اجرا به مدیریت و بلعکس.
ادامه گفتار

مثالی ساده از Dependency Injection

در این نوشته به اختصار dependency injection را توضیح می دهم و برای آن مثالی می آورم:

dependency injection یک متد نوشتن کد است که کد ها و ارتباط بین آن ها را قابل مدیریت می کند و خواندن و فهم کد ها را آسان می سازد.

برای فهم موضوع مثالی می آوریم:
ادامه گفتار

مدیری که سیبل می شود!

چندی پیش با یکی از دوستان که مدیر اجرایی شرکتی کوچک است صحبت می کردم. با حالاتی از کلافگی  از این که به مانند سیبل تیر اندازی شده که از هر جای شرکت به سمت او شلیک می شود گله می کرد و ناراحت بود. برایم جالب بود که چرا این اتفاق افتاده و قبلا نیز خودم و افراد دیگری را در این حالت دیده بوده ام. حالتی که همه شکایت ها، بدبختی ها، غرها و دعوا ها و… به صورت تمام ناشدنی به سمت مدیری می رود و او را در حالتی از استیصال و کلافگی قرار می دهد.
ادامه گفتار

تب مدیر عاملی

چندی پیش در لینکداین پستی را دیدم که از تعداد بالای پروفایل های با عنوان مدیر عامل  این شرکت و آن شرکت شکوه داشت. قبل تر نیز مطالبی از این دست دیده بودم. در توئیتر نیز دوستی نوشته بود که با این همه مدیر عامل پس چه کسی کار ها را انجام می دهد. این سوالی بود که برای من هم پیش آمده و بر آن شدم تا کمی از این تب مدیر عملی برای شما بگویم از خوانده هایم و از آنچه که دیده و فهمیده ام.
ادامه گفتار

OKR برای همه فصول! هدفگذاری و نتایج کلیدی برای پیاده سازی استراتژی

زمان هایی وجود دارد که کار تیم و پروژه با بی نظمی و بی هدفی پر می شود. این شرایط دلهره آور بنظر می رسد. تیم و محصول ناگهان راه گم می کند. عملکرد فروش با شیب تندی افول کرده و بازاریابی نیز بی هدف در حال پرتاب تیر در تاریکی است. بله، این اتفاق ممکن است در هر شرکت و تیمی بوجود آید و حتی خبر هم ندهد. تنها زمانی متوجه می شویم که اوضاع آشفته شده و شاید هم همه چیز فرو ریخته باشد. در شرکت بارها با این نوع از چالش روبرو شده ام و لمس کرده ام. خب، چالش هایی از این دست پیش می آید و هر کسی نیز با توجه به دانش و تجربه خود مشکل را تحلیل می کند و از زاویه دید خود راهکار ارائه می دهد. فردی می گوید استراتژی ندارید، آن یکی می گوید تحقیق بازار نکرده اید و یا ارزش پیشنهادی خود را درست پیاده سازی نکرده اید، یکی از مدیران اشکال را به محصول و جنبه های مهندسی و فنی وارد می داند و دیگری تیم و نیرو ها را عامل آشفتگی معرفی می کند. چرا با این همه برنامه ریزی و اجرا این اتفاق می افتد. واقعیت این است که مشکل ساده تر از این حرف ها بود. روزی در کتاب “گوگل چگونه کار می کند” با مفهم OKR آشنا شدم. هدف ها و نتایج کلیدی. راهکار دلچسبی بود که زود به سراغ مطالعه آن رفتم.

این OKR چیست؟

ادامه گفتار

آواز بخوان

آخرین باری که یک کارتون تماشا کرده اید کی بوده است؟ دیروز، تعطیلات نوروز و یا سال ها قبل؟ خب وقت تماشای یک انیمیشن ناب رسیده. انیمیشنی  که  نکات جذابی برای کسب و کار، مدیریت و زندگی دارد. برویم سر اصل مطلب. انیمیشن آواز بخوان یا Sing را تماشا کرده اید؟ اگر نه همین حالا آن را در برنامه خود قرار داده ، تماشا کنید و بعد، از شما می خواهم این نوشته را بخوانید. اگر هم تماشا کرده اید که خب با من همراه باشید تا برایتان نکاتی جالب از این فیلم انیمیشنی راه که بنظرم رسیده تعریف کنم.
ادامه گفتار

چگونه چابک باشیم

سلام بعد از مدت ها فرصتی دست داد تا مجدد به بلاگ سری بزنم و با شما صحبت کنم. اگر در صنعت نرم افزار فعال باشید حتما با کلمه چابک برخورد کرده اید و احتمالا چابک هستید. دوستان و همکارانی از من سوال می کنند که چگونه چابک باشیم و متد آن چیست؟ در بخشی از کتاب هنر توسعه چابک [۱] نوشته ای کوتاه آمده که آن را برای شما در اینجا می آورم:

“چیزی به نام متد چابک وجود ندارد. چابک یک کلمه برای بازاریابیست که برای توضیح سبکی از کار کردن بوجود آمده است. تمرکز این سبک برروی کار همراه با همکاری، نتایج منسجم، ارایه ارزش و کاستن اتلاف است. چابک بودن یعنی به سبک چابک کار کردن. برای انجام این کار، با متد های موجود چابک شروع کنید تا درک درستی از اصول و چارچوب توسعه چابک را بدست آورید؛ در نهایت بر اساس موقعیت خود آن را بکار گیرید.”

تعریف بالا نگاه درستی را به ما منتقل می کند اما جامع و کامل نیست. بنابراین در منابع دیگر نیز به سراغ تعاریف می رویم. در کتاب هنر تکنیک چابک[۲]، نویسنده کتاب تعریف دقیقتری را ارایه می دهد:

متد چابک باید به بیانیه ی چابک پایبند باشد، بر اساس ارزش های چابک بنا شده باشد، به اصول چابک پایبند باشد و شامل مجموعه ای از روش های عملی چابک باشد که بتوان با قوانین مختلف موجود در پروژه قابل اجرا باشد.”

و حالا وقتی این تعریف را  با تعریف اول کنار هم قرار می دهیم، می توان فهمید که برای چابک بودن و سبک چابک داشتن چه ویژگی هایی را باید داشت و چگونه با سرعت، بدون اتلاف ، با همکاری ارزش آفرینی کرد و به نتیجه ای فوق العاده دست یافت.

اگر با بیانیه ی چابک، اصول و ارزش های آن آشنا نیستید من در پست بعدی آن ها را برای شما به اختصار شرح خواهم داد.

منابع:
۱٫ Shore, J., & Warden, S. (2007). The art of Agile development. Sebastopol.

۲٫ Unhelkar, B. (2016). The Art of Agile Practice A Composite Approach for Projects and Organizations. Boca Raton: CRC Press.

۶ سوال برای افزایش اشتیاق و تعهد کارمندان

سلام. چند روز پیش مشغول دیدن ویدئو هایی درباره استراتژی و مدیریت منابع انسانی بودم تا به ویدئویی برخوردم که محتوای آن برای من جالب بود و به نوعی درگیر آن هستم. ویدئو از مارشال گلداسمیت مربی و نویسنده حوزه رهبری است. در این ویدئو درباره ۶ سؤال صحبت می شود که تعهد را در کارمندان افزایش دهد. در کل دنیا تنها ۱۳٪ کارمندان تعهد کاری دارند و ۲۴٪ بطور فعالی غیر متعهد هستند بدید معنی که در سر کار خود شاد و کارآمد نیستند (تحقیق Gallup state of workplace ۲۰۱۳).

سوال این است که چرا در یک محیط کاری برخی با شور و هیجان در حال فعالیت اند در حالی که برخی دیگر عصبی ، مضطرب و ناکارآمد هستند. درصورتی که همه آنها حقوق یکسان داشته و یک برنامه ایجاد تعهد برای آنها اجرا می شود.
ادامه گفتار

چگونه صبح‌ پرباری داشته باشیم

این نوشته تجربه شخصی‌ام از شروع صبح است که با شما به اشتراک می گذارم. آغاز صبح با فکری آزاد و ذهنی‌ خاموش برای داشتن روزی پر بار ضروریست. و من برای این که به این وضعیت دستیابم در حال تمرین کار‌های زیر هستم:

لحظه پس از برخواستن (جدایی‌ غم انگیز D: ) از خواب:

۱. هرگز ایمیل و شبکه‌های اجتماعی را چک نمیکنم!

۲. تقریبا به هیچ چیز فکر نمیکنم و یک روتین همیشگی‌ ساده را پی‌ میگیرم.

۳. مثل زمان مدرسه از شب قبل لباس‌ و کیف آماده است!

۴. نگاهی‌ به برنامه و لیست اهدافی‌ که از شب قبل آماده کرده ام می اندازم.

۵. حتما صبحانه می‌خورم.

۶. موسیقی آرام بسیار کمک می‌کند.

لحظه رسیدن به محل کار:

۱. خوش و بش با همکاران با انرژی تمام.

۲. قبل از روشن کردن کامپیوتر میز کار را مرتب می‌کنم.

۳. قبل از شروع کار چند ثانیه چشم ها را بسته و چند نفس عمیق می کشم.

۴. لیست کار‌ها را در دسترس و جلوی چشم دارم

۵. اگر مورد جدید به کار‌ها اضافه شود آن را برروی یک کاغذ می نویسم

البته باید اعتراف کنم که من در حال تمرین هستم و موفقیت‌های خوبی‌ هم داشته ام و البته تا سرمنزل مقصود همچنان راه بسیار است.

شما چه راهی‌ برای شروع صبحی‌ پر بار و بینظیر پیشنهاد می‌کنید؟