OKR برای همه فصول! هدفگذاری و نتایج کلیدی برای پیاده سازی استراتژی

زمان هایی وجود دارد که کار تیم و پروژه با بی نظمی و بی هدفی پر می شود. این شرایط دلهره آور بنظر می رسد. تیم و محصول ناگهان راه گم می کند. عملکرد فروش با شیب تندی افول کرده و بازاریابی نیز بی هدف در حال پرتاب تیر در تاریکی است. بله، این اتفاق ممکن است در هر شرکت و تیمی بوجود آید و حتی خبر هم ندهد. تنها زمانی متوجه می شویم که اوضاع آشفته شده و شاید هم همه چیز فرو ریخته باشد. در شرکت بارها با این نوع از چالش روبرو شده ام و لمس کرده ام. خب، چالش هایی از این دست پیش می آید و هر کسی نیز با توجه به دانش و تجربه خود مشکل را تحلیل می کند و از زاویه دید خود راهکار ارائه می دهد. فردی می گوید استراتژی ندارید، آن یکی می گوید تحقیق بازار نکرده اید و یا ارزش پیشنهادی خود را درست پیاده سازی نکرده اید، یکی از مدیران اشکال را به محصول و جنبه های مهندسی و فنی وارد می داند و دیگری تیم و نیرو ها را عامل آشفتگی معرفی می کند. چرا با این همه برنامه ریزی و اجرا این اتفاق می افتد. واقعیت این است که مشکل ساده تر از این حرف ها بود. روزی در کتاب “گوگل چگونه کار می کند” با مفهم OKR آشنا شدم. هدف ها و نتایج کلیدی. راهکار دلچسبی بود که زود به سراغ مطالعه آن رفتم.

این OKR چیست؟
تعریف OKR عبارت است از “چارچوب تفکر نقادانه و نظمی ادامه دار که به دنبال ایجاد سازو کاریست که در آن کارکنان با یکدیگر  کار کرده و تلاش های خود را برای مشارکتی قابل اندازه گیری متمرکز می کنند تا باعث حرکت رو به جلوی شرکت خود شوند.” (Niven & Lamonte, 2016, p. 6)

به زبان خودمانی OKR چارچوبی برای تفکر، هدفگذاری و اندازی گیری آن است. به کجا باید برویم و چقدر با آن فاصله داریم. چارچوبی برای اجرای استراتژی.
برای درک بهتر موضوع  Niven و Lamonte  در ادامه تعریف بالا در کتاب خود، با جزییات بخش های آن را آورده اند:
۱. تفکر نقادانه: هدف نهایی OKR ها رسیدن به عملکرد عالیست. اما این مهم تنها با بررسی نتایج و اعداد حاصل نمی شود و باید نگاه را به فرای این داده ها معطوف کرد.
یک مثال برای شما می آورم. هدف ما پیاده سازی خبرنامه های آموزشی برای مشتریان کنونی است و نتیجه نهایی قابل اندازی گیری، افزایش زمان حضور کاربران در صفحات مطالب آموزشی، با ارایه محتوای مرتبط با نیاز مشتریان است. در اینجا سوال این می تواند باشد که آیا به این هدف رسیده ایم؟ اما تفکر نقادانه از ما می خواهد که فرای اعداد حرکت کرده و سوال هایی از این دست بپرسیم که کدام مطالب محبوب تر بوده و در کدام یک از مطالب پرسش ها و ابهام وجود داشته و آیا زمانی که کاربر برای خواندن محتوا صرف کرده باعث شده تا محصول نهایی ساده تر شود.

همانطور که پیتر دراکر می گوید: اشتباه های جدی حاصل جواب های نادرست نیستند. آنچه بسیار خطرناک است، پرسیدن سوال های نادرست است.

۲. نظم ادامه دار: OKR نظمی ادامه دار و تعهد به زمان و تلاش است و خلاف “هدف بگذار و فراموشش کن” را می گوید. به عنوان مثال نمی توان اینگونه عمل کرد که بگوییم می خواهیم کلیک ها از بازاریابی ایمیل  خود را تا ۲٪ افزایش دهیم اما فردای آن روز آن را فراموش کرده و کار دیگری را شروع کنیم.

۳. اطمینان از این که همه با هم کار را جلو ببرند: OKR بر روی ارتباط تیم ها و جهت دهی تاکید دارد. به عنوان مثال اگر هدف تیم پشتیبانی ارایه یک بستر آموزش ساده باشد اما تیم تولید محصول بدون دانستن هدف ساده بودن،  ویدئو های پیچیده ای را آماده کند، آشفتگی پیش خواهد آمد و کار برای مشتریان راحت نخواهد شد.

۳. متمرکز کردن تلاش ها: OKR ها چک لیستی از کار های مهم نیستند. آنها مجموعه ای از اهداف بسیار مهم کسب و کار بوده که توسط نتایج کلیدی بصورت قابل انداره گیری شده و ایجاد مسؤولیت می کند. چه کاری باید انجام شود و چه کاری نباید صورت پذیرد و این نیازمند تمرکز و نظم است.

۴. انجام مشارکت های قابل اندازه گیری: فعالیت ها باید قابل اندازه گیری باشد مثلا بگوییم نسبت به دوره قبل  ۲.۳٪ رشد در ترافیک ورودی به سایت از طریق ایمیل های خبرنامه داشته ایم.

۵. حرکت رو به جلوی شرکت: همه همین را می خواهیم نه؟

اهداف

یک عبارت موجز که هدفی گسترده و کیفی را بیان می دارد.
مثال اهداف:
۱. افزایش ورودی ها از طریق بلاگ و سایت
۲. ایجاد یک رابط کاربری آسان برای والدین برای خرید از طریق وب و موبایل
۳. پیاده سازی راهکار هایی برای کاهش درخواست های پشتیبانی و افزایش استفاده از پایگاه دانش

نتایج کلیدی

یک عبارت که رسیدن به هدف را بصور کمی بیان می کند:
۱. ایجاد ۲۰ پست بلاگ بر اساس کلمات جستجو شده کاربران در وب سایت
۲. ایجاد ۲ A/B تست برای رابط کاربری جدید
۳. ایجاد ۵ پنل سلف سرویس اطلاعات و سوال های متداول بر اساس ۳۰۰ درخواست پشتیبانی در دوره گذشته

برای آگاهی بیشتر، این اسلاید کوتاه  درباره OKR ها به شما در آگاهی از جنبه های آن کمک می کند.

تجربه های اولیه من از OKR

OKR سهل و ممتنع است. ایجاد فرهنگ کاری که OKR را به رسمیت بشناسد و اجرایی کند کار آسانی نیست. برای ما نیز در تیم و کسب و کار آسان نبوده و نخواهد بود. علت اصلی آن این است که وضع موجود، بسیاری از شرایطی که در بالا ذکر شد را تحت تاثیر قرار می دهد. اولویت ها تغییر می کند و  کار ها باید انجام شود. ما نیز گرچه در ابتدای راه پیاده سازی هستیم اما می دانیم که این چارچوب می تواند در دراز مدت به یک شتابدهنده اجرای استراتژی تبدیل شود. در دوره هایی ایستاده و موقعیت را ارزیابی کنیم.

ما OKR ها را بطور مختصر در سطح فنی آغاز کردیم. بسیار به این موضوع معتقدم که شرکت در هر اندازه و ساختار نیاز به ارتباط مستمر افراد، تیم و همچنین تمرکز و نظم دارد. منظور از ارتباط مستمر داخل سازمان و بیرون از آن است. با مشتری ها، تامین کننده ها و شریک های استراتژیک. خوبی OKR این است که می تواند در هر کجای سازمان نقش آفرین شود. OKR ها می تواند برای منابع انسانی، تولید محصول، پشتیبانی، اداری، بازاریابی، فروش و مالی باشد و این دست را برای کار باز می گذارد. نکته اینجاست که همه باید از این اهداف آگاهی داشته باشند. بنابراین OKR ها برای کل سازمان قابل دسترس است.

در آینده  اگر فرصتی دست داد برای شما از OKR و نتایج آن در کار خواهم گفت.

منابع:
Niven, P. R., & Lamonte, B. (2016). Objectives and key results: driving focus, alignment, and engagement with OKRs. Hoboken, NJ: Wiley.