تجربه هایی از مدیریت محصول

چندی پیش نوشته ای در مجله مدیریت مکنزی درباره مدیران محصول دنیای دیجیتال خواندم که مدیران محصول دنیای امروز را فرای یک مدیر پروژه و محصول دانسته و آن ها را مدیران اجرایی یا Mini-CEO محصول خطاب می کنم. در مدتی که بخش بزرگی از کارم را به عنوان مدیر محصول به ایفای نقش پرداخته ام به این نتیجه رسیده ام که تنها دانش فنی عمیق و مدیریت پروژه برای رساندن یک محصول به دست مخاطبان کافی نیست. چالش هایی که قبلا وجود نداشت و یا به روش های شناخته شده و آزموده شده و توسط افراد مختلف در سطح سازمان مدیریت می شد، اکنون بر دوش مدیران محصول قرار گرفته که با چالش های جدیدی در مسیر خود روبرو شده و آنها را هموار میسازند. ذکر چند مثال شاید گویای موضوع باشد. در جهان امروز ما، داده ها و بزرگ داده ها فرصت ها و چالش های استراتژیک جدیدی را به وجود آورده اند. دانشگران بسیار باهوش که نحوه ارتباط، تعامل و مدیریت سرمایه انسانی را به کل متحول ساخته است. کاربران، مخاطبان و مشتریانی که دیگر به مانند گذشته با امکان ها و داده های محدود برای تصمیم گیری مواجه نیستند و با دنیایی پر از فرصت های جدید در تعامل هستند. تغییر مدل های کسب و کار و خلق های جدید در این حوزه، زیر ساخت های تکنولوژی و استراتژی های جدید را می طلبد. واقعیت این است که دنیای محصولات و نقش مدیران محصول هر روز در حال تغییر و تحول است. اگر مدیر محصولی محصول محور هستید و یا مشتری محور و شاید تجارت محور و یا اگر بنیانگذار استارت آپی باشید و در حال ساخت محصول، شما نیاز به کسب تجربه در حوزه وسیعی از مهارت ها و ویژگی ها را خواهید داشت. در اینجا آنچه را که تجربه کرده ام را برای شما بازگو می کنم:


۱. مدیر پلتفرم ها و اکوسیستم ها
نقش مدیران محصول در سال های اخیر تحول چشم گیری داشته است و این بار خود را در تغییر ماهیت محصولات نشان داده. تک محصولات گذشته جای خود را به پلتفرم ها و اکو سیستم ها داده است جایی که تجارت ها، مشتریان و مخاطبان برروی بستر های فناوری در داد و ستد خدمات و محصولات هستند. به عنوان شخصی که در مراحل مختلف کار برروی محصول درگیر بوده ام این را به چشم دیده و خود لمس کرده ام که محصولی که برروی آن کار می کنیم دارای ابعاد وسیع تر و نیاز هایی است که بر بستر فناوری قرار گرفته و نمی توان آن را یک محصول دانست بلکه مجموعه ای از محصولات است که در قالب یک پلتفرم نمود پیدا کرده است.

۲. دید فنی و تجاری عمیق
شاید اگر از نظر فنی دید وسیع و عمیقی داشته باشیم برای تولید محصول کافی باشد و یا شاید یک دید عمیق از کسب و کار و تجارت کافی باشد و بقیه کار را تیم های مهندسی پیش ببرند. در عمل اینطور نیست. دانش فنی و درک کسب و کار در تولید محصول، هر دو نقش بسیار مهمی را ایفا می کنند. بدون در نظر گرفتن هر یک از این ویژگی ها، محصول نهایی یا بسیار سخت برای استفاده و یا بسیار دور از نیازهای بازار هدف است.

۳.مدیریت استعدادها
سرمایه انسانی و زمان بسیار محدود مهمترین دارایی های دنیای امروز ما هستند. شرکت های عالی برروی سرمایه انسانی خود سرمایه گذاری می کنند و با کمبودها در حوزه های مختلف سرمایه انسانی، مدیریت استعدادها نقش پررنگی دارد. به قول کتاب گوگل چگونه کار می کند، خلاق های باهوش هستند که تیم های خلاق و نوآور امروزی را می سازند. آنچه من تجربه کرده ام این است: مشتاقترین و با انرژی ترین افراد را به تیم وارد کنید و روی آنها وقت گذاشته و آنها را پرورش دهید. آنها بهترین تیم ها را می سازند.

۴. تفکر استراتژیک
شاید عنوان سخت و یا بزرگی به نظر برسد اما مقاله ای در Harvard Business Review آن را به زیبایی خلاصه کرده است: “پرسیدن سوالات درست”.
به عنوان مدیر محصول نیاز است که در زمان درست “چرا، چه چیزی و چگونه” را مطرح کنیم. چرا اینکار را انجام می دهیم؟ چرا اکنون؟ موفقیت برای تیم ما چگونه است؟ و چه تعریفی دارد؟ در حال انجام چه کاری هستیم؟ و سوالاتی که به ما جهت داده و ما را به آینده ای درست هدایت کند.

۵. درک عمیق
منظور از درک، درک عمیق مشتریان و کاربران و مخاطبان است. هنر گوش دادن در نهایت سکوت و با ذهنی بدون قضاوت. این کاری بسیار سخت است و نیازمند تمرین بسیار زیاد.

۶. مدیریت ارسال و تکرار
در کتاب گوگل چگونه کار می کند فصلی به این عنوان است که چرخه ارسال و تکرار را مطرح می کند. یک محصول با کیفیت بسازید هرچند با ویژگی های کم، به بازار برسانید و با دریافت بازخوردها ویژگی های جدید را معرفی کنید. به عنوان یک مدیر محصول انتظار این است که سرعت و کیفیت در چرخه ارسال و تکرار مدیریت شود و سرعت فاکتور بسیار مهمی است که موفقیت را می سازد.

شما نیز از تجربیات خود بگویید. اشتراک تجربیات می تواند به رشد محصولات و شرکت های عالی در کشورمان کمک بسزایی داشته باشد. مشتاق شنیدن نظرات شما هستم.