Negativity

مگه از این بدتر هم می‌شه؟! تجربه کار تیمی با آدمهای منفی‌ نگر

همه ما در زندگی‌ شخصی‌ و کاری خود با انسان‌های مختلفی‌ در ارتباط هستیم. انسان‌ها‌یی که مثبت اندیش و یا منفی‌ نگر هستند و بسته به پیشینه فرهنگی‌ و تجارب آنها، مثبت اندیشی‌ و یا منفی‌ نگری آن‌ها بیشتر به چشم می‌‌آید. در طول مسیر کاری و حرفه‌ای‌ خود با بسیاری از این دست از افراد برخورد داشته‌ام و خود نیز از این مقوله مثبت یا منفی‌ بودن جدا نبوده و بقول معروف تافته جدا بافته نیستم. حال می‌خواهم تجربه کاری خود با افراد منفی‌ نگر را با شما به اشتراک بگذارم. این تنها یک اشتراک تجربه است و نه یک تحقیق جامع و کامل.

منفی‌ بافی، بدبینی و نگرش منفی‌ یعنی‌ نگاه به جنبه‌های بد پیش آمد‌ها و این که پیش آمد‌های بد و ناگوار، احتمال بیشتری برای وقوع دارند تا وقایع خوب. مرور مستمر گذشته منفی‌ و بزرگ کردن جنبه‌های بدبینانه و بست دادن آن به حال و آینده، کاریست که افراد بدبین و منفی‌ نگر همیشه در پی‌ آن هستند. البته باید گفت که همه انسان‌ها این بدبینی‌ها و منفی‌ نگری را در وجود خود دارند و این بخشی از وجود همه ماست اما مشکل هنگامی نمود پیدا می‌کند که این منفی‌ نگری در تمام جنبه‌های زندگی‌ ما رخنه کرده و عینک بد بینی‌ و منفی‌ نگری را در ما نهادینه می‌کند طوری که هرچه مشاهده می‌کنیم در آن جز نکات منفی‌ هیچ چیز دیگری نمی‌بینیم.

حال جنبه‌های مختلف افراد منفی‌ نگر در محیط کار و در کار‌های تیمی را که با آن برخورد داشته ام را می‌بینیم.

۱. ویروس منفی‌ نگری: افراد منفی‌ نگر بدبینی نا امیدی و منفی‌ بافی‌ را به صورت ویروس مهلک در تیم پخش می‌کنند. انرژی افراد گروه را تحت تاثیر قرار می‌دهند و انگیزه افراد را کم رنگ می‌کنند. داستان‌ها از شکست‌های قدیمی‌ و این که چگونه قربانی شده اند و بست دادن آن به امروز و آینده افراد تیم را نسبت به حصول نتیجه دلسرد می‌کند. گاه این منفی نگری همراه با خشم و خودکامگی بروز می می کند. و همه اعضا تیم را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

۲. قدرت منفی‌ بافی‌ و یا مثبت اندیشی‌: منفی‌ نگری مانند مثبت اندیشی‌ بسیار در شکل گیری آینده موثر است. این خیلی‌ ساده است اگر فکر کنم امروز روز بدیست چه را که باران می‌بارد، وسیله نقلیه وجود ندارد و حتما سرما می‌خورم، وقوع این آینده منفی‌ را تا حدود بسیار زیادی تضمین کرده ام. در سازمان و تیم و بین همکاران نیز این اتفاق می‌افتد. تصور آینده مثبت یا منفی‌ آن آینده را می‌سازد و این زمانی‌ قدرتمندترست که از یک نفر به یک تیم منتقل گردد یعنی‌ همه تیم معتقد باشند آینده متصور به بدی یا خوبی‌ است که در ذهن خود ساخته اند.

۳. ما محکوم به شکستیم: هیچ راهکاری وجود ندارد. دره عمیقی در برابر ماست، تاریک و مرگ بار! منفی‌ نگر‌های حرفه‌ای در توصیف وضع موجود و آینده آن استاد هستند. هیچ راهکاری ارایه نمی‌دهند. خود من بارها به همین درد دچار شده‌ام و با ناامیدی خود را در زندان جبر ناگزیر محکوم و شکست خورده دیده‌ام. افراد منفی‌ نگر در تیم چالش‌ها را کوه‌های بزرگ غیر قابل دسترس می‌بینند و فکر می‌کنند که این چالش‌ها فقط برای آن‌ها پیش آماده و دیگر انسان‌ها با هیچ مشکل و چالشی برخورد نکرده اند. فرار از مسؤولیت نیز به چشم می خودرد که ناشی از همین طرز تفکر است.

۴. خلاقیت؟ یکی‌ از جوک‌های جهان مدرن: منفی‌ باف‌ها خلاق نیستند و نمی‌تواند باشند همانطور که در موارد قبلی‌ گفت شد آنها آینده بد را بصورت جبر پذیرفته اند. پس چرا باید تلاش کرد و خلاقیت به خرج داد و آینده را ساخت در حالی که نمی توان به آن مطلوب رسید. این طرز تفکر، قدرت خلق و فرصت آفرینی را از شخص گرفته و وی  را محدود میسازد.

۵. منفی‌ نگر‌ها با تنبل‌ها فرق دارند:‌‌ تنبل‌ها تنبل هستند و حوصله کار را ندارند،‌امت منفی‌ نگر‌ها لزوما تنبل نیستند بلکه بسیار آرام به آینده بسیار بد می‌اندیشند که درحال نزدیک شدن است و هر حرکتی را بیهوده می‌پندارند.

۶. کشور، شهر، قوانین، … همه عامل بخت بد من هستند: افراد منفی‌ نگر در هر نقطه از عالم هستی‌ که قرار بگیرند دنیای اطراف آنها مسؤل این همه پیشامد بد است و برای آن ادله محکمی نیز دارند.

۷. مقایسه خود با دیگران: بعضی‌ از آدم‌ها شانس دارند و اصلا ذاتاً موفّق به دنیا آمده اند. اما من نه! این جمله همراه با مثل‌های فراوان را می‌توان از منفی‌ نگر‌ها شنید. همیشه دیگرانی هستند که در استنادات افراد منفی نگر برای اثبات وجود دارند.

برای این که تاثیر افراد منفی‌ نگر را بر تیم برطرف کرد نیاز است تا با همه اعضای تیم در ارتباط بود و هدف‌های سازمان و تیم را برای آن‌ها تشریح کرد. باید به دقت روند‌ها را بررسی و اگر فرد منفی‌ نگر همچنان عینک خود را تغییر نمیدهد، مجبور خواهیم بود تا او را از تیم دور کنیم. تزریق مثبت اندیشی‌ همیشه ضروریست چرا که ممکن است سختی‌های راه هر یک از اعضای تیم را به یک منفی‌ نگر تغییر دهد. این مهم با وجود فردی با تجربه میّسر می‌شود. فردی که گرم و سرد چشیده است و در طوفان‌ها و چالش‌ها آب‌دیده شده باشد. قابل ذکر است که مثبت اندیشی‌ هدفمند است که تاثیرات منفی‌ را از بین می‌برد و نه مثبت اندیشی‌ آرزو گونه و بدون تلاش.

نباید فراموش کرد که چرا منفی‌ نگری در افراد ایجاد شده. باید به آن‌ها گوش داد و درد‌های آنها را شنید. باید بسیار دقت شود که خود شنونده نیز در باتلاق تفکر منفی‌ غرق نشود و بیطرفانه و از دور به موقعیت نگاه کند. صحبت‌های این نوع از شخصیت‌ها را نباید جدی گرفت و باید با صبر، مثبت اندیشی‌، ترسیم آینده، و دادن مسولیت به آنها یاری کنیم و در فرایند خلاقیت آنها را شریک کرد.

فرهنگ و نگاه سازمانی نیز در جذب و پرورش افراد منفی‌ نگار مؤثر است. محیط پر تنش، بی‌نظم و پر آشوب افراد را دل سرد می‌کند و این دل سردی نا امیدی و منفی‌ نگری را در پی‌ خواهد داشت. ایجاد روحیی بالا در کار تیمی، جلب مشارکت همه افراد، احترام متقابل و همچنین دقت در فرایند‌های جذب و تربیت سرمایه انسانی‌، منفی‌ نگری را از تیم‌ها و سازمانها دور نگاه می‌دارد.

Topchik, G. S. (2001). Managing workplace negativity. New York: AMACOM.

یک فکر در “مگه از این بدتر هم می‌شه؟! تجربه کار تیمی با آدمهای منفی‌ نگر”

  1. مطلب خیلی خیلی خوب و بجایی بود. ممنون
    سخت ترین قسمتش اینجاست !
    باید بسیار دقت شود که خود شنونده نیز در باتلاق تفکر منفی‌ غرق نشود و بیطرفانه و از دور به موقعیت نگاه کند

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.