OKR برای همه فصول! هدفگذاری و نتایج کلیدی برای پیاده سازی استراتژی

زمان هایی وجود دارد که کار تیم و پروژه با بی نظمی و بی هدفی پر می شود. این شرایط دلهره آور بنظر می رسد. تیم و محصول ناگهان راه گم می کند. عملکرد فروش با شیب تندی افول کرده و بازاریابی نیز بی هدف در حال پرتاب تیر در تاریکی است. بله، این اتفاق ممکن است در هر شرکت و تیمی بوجود آید و حتی خبر هم ندهد. تنها زمانی متوجه می شویم که اوضاع آشفته شده و شاید هم همه چیز فرو ریخته باشد. در شرکت بارها با این نوع از چالش روبرو شده ام و لمس کرده ام. خب، چالش هایی از این دست پیش می آید و هر کسی نیز با توجه به دانش و تجربه خود مشکل را تحلیل می کند و از زاویه دید خود راهکار ارائه می دهد. فردی می گوید استراتژی ندارید، آن یکی می گوید تحقیق بازار نکرده اید و یا ارزش پیشنهادی خود را درست پیاده سازی نکرده اید، یکی از مدیران اشکال را به محصول و جنبه های مهندسی و فنی وارد می داند و دیگری تیم و نیرو ها را عامل آشفتگی معرفی می کند. چرا با این همه برنامه ریزی و اجرا این اتفاق می افتد. واقعیت این است که مشکل ساده تر از این حرف ها بود. روزی در کتاب “گوگل چگونه کار می کند” با مفهم OKR آشنا شدم. هدف ها و نتایج کلیدی. راهکار دلچسبی بود که زود به سراغ مطالعه آن رفتم.

این OKR چیست؟

ادامه گفتار

آواز بخوان

آخرین باری که یک کارتون تماشا کرده اید کی بوده است؟ دیروز، تعطیلات نوروز و یا سال ها قبل؟ خب وقت تماشای یک انیمیشن ناب رسیده. انیمیشنی  که  نکات جذابی برای کسب و کار، مدیریت و زندگی دارد. برویم سر اصل مطلب. انیمیشن آواز بخوان یا Sing را تماشا کرده اید؟ اگر نه همین حالا آن را در برنامه خود قرار داده ، تماشا کنید و بعد، از شما می خواهم این نوشته را بخوانید. اگر هم تماشا کرده اید که خب با من همراه باشید تا برایتان نکاتی جالب از این فیلم انیمیشنی راه که بنظرم رسیده تعریف کنم.
ادامه گفتار

تجربه هایی از مدیریت محصول

چندی پیش نوشته ای در مجله مدیریت مکنزی درباره مدیران محصول دنیای دیجیتال خواندم که مدیران محصول دنیای امروز را فرای یک مدیر پروژه و محصول دانسته و آن ها را مدیران اجرایی یا Mini-CEO محصول خطاب می کنم. در مدتی که بخش بزرگی از کارم را به عنوان مدیر محصول به ایفای نقش پرداخته ام به این نتیجه رسیده ام که تنها دانش فنی عمیق و مدیریت پروژه برای رساندن یک محصول به دست مخاطبان کافی نیست. چالش هایی که قبلا وجود نداشت و یا به روش های شناخته شده و آزموده شده و توسط افراد مختلف در سطح سازمان مدیریت می شد، اکنون بر دوش مدیران محصول قرار گرفته که با چالش های جدیدی در مسیر خود روبرو شده و آنها را هموار میسازند. ذکر چند مثال شاید گویای موضوع باشد. در جهان امروز ما، داده ها و بزرگ داده ها فرصت ها و چالش های استراتژیک جدیدی را به وجود آورده اند. دانشگران بسیار باهوش که نحوه ارتباط، تعامل و مدیریت سرمایه انسانی را به کل متحول ساخته است. کاربران، مخاطبان و مشتریانی که دیگر به مانند گذشته با امکان ها و داده های محدود برای تصمیم گیری مواجه نیستند و با دنیایی پر از فرصت های جدید در تعامل هستند. تغییر مدل های کسب و کار و خلق های جدید در این حوزه، زیر ساخت های تکنولوژی و استراتژی های جدید را می طلبد. واقعیت این است که دنیای محصولات و نقش مدیران محصول هر روز در حال تغییر و تحول است. اگر مدیر محصولی محصول محور هستید و یا مشتری محور و شاید تجارت محور و یا اگر بنیانگذار استارت آپی باشید و در حال ساخت محصول، شما نیاز به کسب تجربه در حوزه وسیعی از مهارت ها و ویژگی ها را خواهید داشت. در اینجا آنچه را که تجربه کرده ام را برای شما بازگو می کنم:

ادامه گفتار

چگونه چابک باشیم

سلام بعد از مدت ها فرصتی دست داد تا مجدد به بلاگ سری بزنم و با شما صحبت کنم. اگر در صنعت نرم افزار فعال باشید حتما با کلمه چابک برخورد کرده اید و احتمالا چابک هستید. دوستان و همکارانی از من سوال می کنند که چگونه چابک باشیم و متد آن چیست؟ در بخشی از کتاب هنر توسعه چابک [۱] نوشته ای کوتاه آمده که آن را برای شما در اینجا می آورم:

“چیزی به نام متد چابک وجود ندارد. چابک یک کلمه برای بازاریابیست که برای توضیح سبکی از کار کردن بوجود آمده است. تمرکز این سبک برروی کار همراه با همکاری، نتایج منسجم، ارایه ارزش و کاستن اتلاف است. چابک بودن یعنی به سبک چابک کار کردن. برای انجام این کار، با متد های موجود چابک شروع کنید تا درک درستی از اصول و چارچوب توسعه چابک را بدست آورید؛ در نهایت بر اساس موقعیت خود آن را بکار گیرید.”

تعریف بالا نگاه درستی را به ما منتقل می کند اما جامع و کامل نیست. بنابراین در منابع دیگر نیز به سراغ تعاریف می رویم. در کتاب هنر تکنیک چابک[۲]، نویسنده کتاب تعریف دقیقتری را ارایه می دهد:

متد چابک باید به بیانیه ی چابک پایبند باشد، بر اساس ارزش های چابک بنا شده باشد، به اصول چابک پایبند باشد و شامل مجموعه ای از روش های عملی چابک باشد که بتوان با قوانین مختلف موجود در پروژه قابل اجرا باشد.”

و حالا وقتی این تعریف را  با تعریف اول کنار هم قرار می دهیم، می توان فهمید که برای چابک بودن و سبک چابک داشتن چه ویژگی هایی را باید داشت و چگونه با سرعت، بدون اتلاف ، با همکاری ارزش آفرینی کرد و به نتیجه ای فوق العاده دست یافت.

اگر با بیانیه ی چابک، اصول و ارزش های آن آشنا نیستید من در پست بعدی آن ها را برای شما به اختصار شرح خواهم داد.

منابع:
۱٫ Shore, J., & Warden, S. (2007). The art of Agile development. Sebastopol.

۲٫ Unhelkar, B. (2016). The Art of Agile Practice A Composite Approach for Projects and Organizations. Boca Raton: CRC Press.

۶ سوال برای افزایش اشتیاق و تعهد کارمندان

سلام. چند روز پیش مشغول دیدن ویدئو هایی درباره استراتژی و مدیریت منابع انسانی بودم تا به ویدئویی برخوردم که محتوای آن برای من جالب بود و به نوعی درگیر آن هستم. ویدئو از مارشال گلداسمیت مربی و نویسنده حوزه رهبری است. در این ویدئو درباره ۶ سؤال صحبت می شود که تعهد را در کارمندان افزایش دهد. در کل دنیا تنها ۱۳٪ کارمندان تعهد کاری دارند و ۲۴٪ بطور فعالی غیر متعهد هستند بدید معنی که در سر کار خود شاد و کارآمد نیستند (تحقیق Gallup state of workplace ۲۰۱۳).

سوال این است که چرا در یک محیط کاری برخی با شور و هیجان در حال فعالیت اند در حالی که برخی دیگر عصبی ، مضطرب و ناکارآمد هستند. درصورتی که همه آنها حقوق یکسان داشته و یک برنامه ایجاد تعهد برای آنها اجرا می شود.
ادامه گفتار

نقش مدیر محصول چیست؟

مدیر محصول یک نقش مهم سازمانی است که بطور معمول در شرکت تکنولوژی محور ایفای نقش می کنند. این نقش شبیه به مدیر برند در یک شرکت تولید کننده کالاهای بسته بندی شده مصرفی است. مدیر محصول  اغلب اوقات به عنوان مدیر عامل محصول انگاشته شده که مسئول استراتژی، نقشه راه و تعریف ویژگی های محصول و خط محصول است.
ادامه گفتار

مدیریت دانش چابک

زمان و نتیجه از کسب و کار جدایی ناپذیر هستند

توسعه و پیاده سازی یک استراتژی مدیریت دانش و قابلیت انتقال دانش پایدار با چالش های بسیاری روبرو است، حتی در سازمان های بسیار پیشرو و آینده نگر. پیچیدگی و سرعت انجام کار ها در محیط کسب و کار امروز نیاز به یک رویکرد جدید و چالاک تر برای تبدیل رفتار دانشگران داشته و سطوح بالاتری از عملکرد فردی و سازمانی را از طریق دانش و همکاری میسر می سازد . احتمال بیشتری وجود دارد تا دانشگران وقت و انرژی با ارزش خود را برروی جمع آوری دانش و فعالیت به اشتراک گذاری دانش صرف کنند که به آنها مزایای قابل اندازه گیری و سریع برساند.

به عبارن دیگر، از دید کارکنان ، “اگر برای این کار زمان صرف شود، چگونه باعث  خواهد شد تا عملکرد بهتری داشته باشم؟ انجام متفاوت کارم  چه مزییتی را برای من ارمغان خواهد آورد؟ برای من چه آورده ای خواهد داشت ؟‌ “
ادامه گفتار

مدیریت کل نگر

هنگامی که مدیران تازه کار فعالیت خود را آغاز می کنند، تمایل بیش از اندازه‌ایی به تمرکز به آنچه در مقابل آنها قرار گرفته را دارند. طراحانی که مدیریت می کنند، تیم یا تیم‌های محصولی که مسئول یاری رساندن به آنها هستند، راه و روشی‌ که طراحی در گروه انجام می‌گیرد و مواردی از این قبیل. این عالیست، مدیران جدید نیاز به چنین تمرکزی در حوزه کاری خود دارند تا بتوانند در مدیریت افراد بهتر شوند و به توازن درستی‌ از دریافت بازخورد‌های مستقیم و غیر مستقیم از مدیریت خود دست یابند. اما تعداد زیادی از مدیران این فضا را هرگز ترک نمی کنند، همچنان که آن‌ها در مدیریت تیم طراحان و تیم‌هایی‌ که به آن‌ها کمک می کنند با تجربه تر میشوند، بسیاری از مدیران تازه کار شروع به شکل دهی‌ نوعی هویت شکننده برای خود میکنند. “من مدیر تیم رشد هستم”، آن‌ها اینگونه می‌پندارند، “پس من این تیم را بهترین تیمی می‌کنم که بتوان در آن حضور داشت”.
ادامه گفتار

چگونه صبح‌ پرباری داشته باشیم

این نوشته تجربه شخصی‌ام از شروع صبح است که با شما به اشتراک می گذارم. آغاز صبح با فکری آزاد و ذهنی‌ خاموش برای داشتن روزی پر بار ضروریست. و من برای این که به این وضعیت دستیابم در حال تمرین کار‌های زیر هستم:

لحظه پس از برخواستن (جدایی‌ غم انگیز D: ) از خواب:

۱. هرگز ایمیل و شبکه‌های اجتماعی را چک نمیکنم!

۲. تقریبا به هیچ چیز فکر نمیکنم و یک روتین همیشگی‌ ساده را پی‌ میگیرم.

۳. مثل زمان مدرسه از شب قبل لباس‌ و کیف آماده است!

۴. نگاهی‌ به برنامه و لیست اهدافی‌ که از شب قبل آماده کرده ام می اندازم.

۵. حتما صبحانه می‌خورم.

۶. موسیقی آرام بسیار کمک می‌کند.

لحظه رسیدن به محل کار:

۱. خوش و بش با همکاران با انرژی تمام.

۲. قبل از روشن کردن کامپیوتر میز کار را مرتب می‌کنم.

۳. قبل از شروع کار چند ثانیه چشم ها را بسته و چند نفس عمیق می کشم.

۴. لیست کار‌ها را در دسترس و جلوی چشم دارم

۵. اگر مورد جدید به کار‌ها اضافه شود آن را برروی یک کاغذ می نویسم

البته باید اعتراف کنم که من در حال تمرین هستم و موفقیت‌های خوبی‌ هم داشته ام و البته تا سرمنزل مقصود همچنان راه بسیار است.

شما چه راهی‌ برای شروع صبحی‌ پر بار و بینظیر پیشنهاد می‌کنید؟

بازاریابی در عصر دیجیتال

آدم های شهر با سرعت باورنکردنی در حال حرکت هستند. در پیاده رو ها، مترو، پشت فرمان و در مطب دکتر. و اکثر آنها یک ویژگی ظاهری منحصر  به فرد را دارند؛ آرام و کنجکاو  باگردنی خم شده با زاویه ۹۰ درجه و چشم هایی خیره به صفحه ای درخشنده. ورود شما را به عصر دیجیتال خوشآمد می گویم. عصری که اقتصاد آن به بازاریابی دیجیتالی وابسته است.
ادامه گفتار