سالی که گذشت، سالی که پیش روست

سالی ۹۶ برای من  سالی پر از تجربه های غنی و پر چالش بود. کار برروی دو محصول کار آسانی نیست. چالش های فنی و چالش های انسانی یکی پس از دیگری ظاهر می شد. در نقشی که در آن قرار دارم ، بعنوان بخشی از فرآیند تصمیم گیری و بخش اجرایی (طراحی و توسعه نرم افزار) نیاز به مهارت خاصی داشتم. مهارت حرکت از اجرا به مدیریت و بلعکس.
ادامه گفتار

مثالی ساده از Dependency Injection

در این نوشته به اختصار dependency injection را توضیح می دهم و برای آن مثالی می آورم:

dependency injection یک متد نوشتن کد است که کد ها و ارتباط بین آن ها را قابل مدیریت می کند و خواندن و فهم کد ها را آسان می سازد.

برای فهم موضوع مثالی می آوریم:
ادامه گفتار

مدیری که سیبل می شود!

چندی پیش با یکی از دوستان که مدیر اجرایی شرکتی کوچک است صحبت می کردم. با حالاتی از کلافگی  از این که به مانند سیبل تیر اندازی شده که از هر جای شرکت به سمت او شلیک می شود گله می کرد و ناراحت بود. برایم جالب بود که چرا این اتفاق افتاده و قبلا نیز خودم و افراد دیگری را در این حالت دیده بوده ام. حالتی که همه شکایت ها، بدبختی ها، غرها و دعوا ها و… به صورت تمام ناشدنی به سمت مدیری می رود و او را در حالتی از استیصال و کلافگی قرار می دهد.
ادامه گفتار

تب مدیر عاملی

چندی پیش در لینکداین پستی را دیدم که از تعداد بالای پروفایل های با عنوان مدیر عامل  این شرکت و آن شرکت شکوه داشت. قبل تر نیز مطالبی از این دست دیده بودم. در توئیتر نیز دوستی نوشته بود که با این همه مدیر عامل پس چه کسی کار ها را انجام می دهد. این سوالی بود که برای من هم پیش آمده و بر آن شدم تا کمی از این تب مدیر عملی برای شما بگویم از خوانده هایم و از آنچه که دیده و فهمیده ام.
ادامه گفتار

OKR برای همه فصول! هدفگذاری و نتایج کلیدی برای پیاده سازی استراتژی

زمان هایی وجود دارد که کار تیم و پروژه با بی نظمی و بی هدفی پر می شود. این شرایط دلهره آور بنظر می رسد. تیم و محصول ناگهان راه گم می کند. عملکرد فروش با شیب تندی افول کرده و بازاریابی نیز بی هدف در حال پرتاب تیر در تاریکی است. بله، این اتفاق ممکن است در هر شرکت و تیمی بوجود آید و حتی خبر هم ندهد. تنها زمانی متوجه می شویم که اوضاع آشفته شده و شاید هم همه چیز فرو ریخته باشد. در شرکت بارها با این نوع از چالش روبرو شده ام و لمس کرده ام. خب، چالش هایی از این دست پیش می آید و هر کسی نیز با توجه به دانش و تجربه خود مشکل را تحلیل می کند و از زاویه دید خود راهکار ارائه می دهد. فردی می گوید استراتژی ندارید، آن یکی می گوید تحقیق بازار نکرده اید و یا ارزش پیشنهادی خود را درست پیاده سازی نکرده اید، یکی از مدیران اشکال را به محصول و جنبه های مهندسی و فنی وارد می داند و دیگری تیم و نیرو ها را عامل آشفتگی معرفی می کند. چرا با این همه برنامه ریزی و اجرا این اتفاق می افتد. واقعیت این است که مشکل ساده تر از این حرف ها بود. روزی در کتاب “گوگل چگونه کار می کند” با مفهم OKR آشنا شدم. هدف ها و نتایج کلیدی. راهکار دلچسبی بود که زود به سراغ مطالعه آن رفتم.

این OKR چیست؟

ادامه گفتار

آواز بخوان

آخرین باری که یک کارتون تماشا کرده اید کی بوده است؟ دیروز، تعطیلات نوروز و یا سال ها قبل؟ خب وقت تماشای یک انیمیشن ناب رسیده. انیمیشنی  که  نکات جذابی برای کسب و کار، مدیریت و زندگی دارد. برویم سر اصل مطلب. انیمیشن آواز بخوان یا Sing را تماشا کرده اید؟ اگر نه همین حالا آن را در برنامه خود قرار داده ، تماشا کنید و بعد، از شما می خواهم این نوشته را بخوانید. اگر هم تماشا کرده اید که خب با من همراه باشید تا برایتان نکاتی جالب از این فیلم انیمیشنی راه که بنظرم رسیده تعریف کنم.
ادامه گفتار

تجربه هایی از مدیریت محصول

چندی پیش نوشته ای در مجله مدیریت مکنزی درباره مدیران محصول دنیای دیجیتال خواندم که مدیران محصول دنیای امروز را فرای یک مدیر پروژه و محصول دانسته و آن ها را مدیران اجرایی یا Mini-CEO محصول خطاب می کنم. در مدتی که بخش بزرگی از کارم را به عنوان مدیر محصول به ایفای نقش پرداخته ام به این نتیجه رسیده ام که تنها دانش فنی عمیق و مدیریت پروژه برای رساندن یک محصول به دست مخاطبان کافی نیست. چالش هایی که قبلا وجود نداشت و یا به روش های شناخته شده و آزموده شده و توسط افراد مختلف در سطح سازمان مدیریت می شد، اکنون بر دوش مدیران محصول قرار گرفته که با چالش های جدیدی در مسیر خود روبرو شده و آنها را هموار میسازند. ذکر چند مثال شاید گویای موضوع باشد. در جهان امروز ما، داده ها و بزرگ داده ها فرصت ها و چالش های استراتژیک جدیدی را به وجود آورده اند. دانشگران بسیار باهوش که نحوه ارتباط، تعامل و مدیریت سرمایه انسانی را به کل متحول ساخته است. کاربران، مخاطبان و مشتریانی که دیگر به مانند گذشته با امکان ها و داده های محدود برای تصمیم گیری مواجه نیستند و با دنیایی پر از فرصت های جدید در تعامل هستند. تغییر مدل های کسب و کار و خلق های جدید در این حوزه، زیر ساخت های تکنولوژی و استراتژی های جدید را می طلبد. واقعیت این است که دنیای محصولات و نقش مدیران محصول هر روز در حال تغییر و تحول است. اگر مدیر محصولی محصول محور هستید و یا مشتری محور و شاید تجارت محور و یا اگر بنیانگذار استارت آپی باشید و در حال ساخت محصول، شما نیاز به کسب تجربه در حوزه وسیعی از مهارت ها و ویژگی ها را خواهید داشت. در اینجا آنچه را که تجربه کرده ام را برای شما بازگو می کنم:

ادامه گفتار

چگونه چابک باشیم

سلام بعد از مدت ها فرصتی دست داد تا مجدد به بلاگ سری بزنم و با شما صحبت کنم. اگر در صنعت نرم افزار فعال باشید حتما با کلمه چابک برخورد کرده اید و احتمالا چابک هستید. دوستان و همکارانی از من سوال می کنند که چگونه چابک باشیم و متد آن چیست؟ در بخشی از کتاب هنر توسعه چابک [۱] نوشته ای کوتاه آمده که آن را برای شما در اینجا می آورم:

“چیزی به نام متد چابک وجود ندارد. چابک یک کلمه برای بازاریابیست که برای توضیح سبکی از کار کردن بوجود آمده است. تمرکز این سبک برروی کار همراه با همکاری، نتایج منسجم، ارایه ارزش و کاستن اتلاف است. چابک بودن یعنی به سبک چابک کار کردن. برای انجام این کار، با متد های موجود چابک شروع کنید تا درک درستی از اصول و چارچوب توسعه چابک را بدست آورید؛ در نهایت بر اساس موقعیت خود آن را بکار گیرید.”

تعریف بالا نگاه درستی را به ما منتقل می کند اما جامع و کامل نیست. بنابراین در منابع دیگر نیز به سراغ تعاریف می رویم. در کتاب هنر تکنیک چابک[۲]، نویسنده کتاب تعریف دقیقتری را ارایه می دهد:

متد چابک باید به بیانیه ی چابک پایبند باشد، بر اساس ارزش های چابک بنا شده باشد، به اصول چابک پایبند باشد و شامل مجموعه ای از روش های عملی چابک باشد که بتوان با قوانین مختلف موجود در پروژه قابل اجرا باشد.”

و حالا وقتی این تعریف را  با تعریف اول کنار هم قرار می دهیم، می توان فهمید که برای چابک بودن و سبک چابک داشتن چه ویژگی هایی را باید داشت و چگونه با سرعت، بدون اتلاف ، با همکاری ارزش آفرینی کرد و به نتیجه ای فوق العاده دست یافت.

اگر با بیانیه ی چابک، اصول و ارزش های آن آشنا نیستید من در پست بعدی آن ها را برای شما به اختصار شرح خواهم داد.

منابع:
۱٫ Shore, J., & Warden, S. (2007). The art of Agile development. Sebastopol.

۲٫ Unhelkar, B. (2016). The Art of Agile Practice A Composite Approach for Projects and Organizations. Boca Raton: CRC Press.

۶ سوال برای افزایش اشتیاق و تعهد کارمندان

سلام. چند روز پیش مشغول دیدن ویدئو هایی درباره استراتژی و مدیریت منابع انسانی بودم تا به ویدئویی برخوردم که محتوای آن برای من جالب بود و به نوعی درگیر آن هستم. ویدئو از مارشال گلداسمیت مربی و نویسنده حوزه رهبری است. در این ویدئو درباره ۶ سؤال صحبت می شود که تعهد را در کارمندان افزایش دهد. در کل دنیا تنها ۱۳٪ کارمندان تعهد کاری دارند و ۲۴٪ بطور فعالی غیر متعهد هستند بدید معنی که در سر کار خود شاد و کارآمد نیستند (تحقیق Gallup state of workplace ۲۰۱۳).

سوال این است که چرا در یک محیط کاری برخی با شور و هیجان در حال فعالیت اند در حالی که برخی دیگر عصبی ، مضطرب و ناکارآمد هستند. درصورتی که همه آنها حقوق یکسان داشته و یک برنامه ایجاد تعهد برای آنها اجرا می شود.
ادامه گفتار

نقش مدیر محصول چیست؟

مدیر محصول یک نقش مهم سازمانی است که بطور معمول در شرکت تکنولوژی محور ایفای نقش می کنند. این نقش شبیه به مدیر برند در یک شرکت تولید کننده کالاهای بسته بندی شده مصرفی است. مدیر محصول  اغلب اوقات به عنوان مدیر عامل محصول انگاشته شده که مسئول استراتژی، نقشه راه و تعریف ویژگی های محصول و خط محصول است.
ادامه گفتار